روانی شده بودم کلا....
تو خوابم بودی
یوهو در زدی از پله ها اومدی بالا
وای که چقدر دورت چرخیدم
چقدر سر پا
دستا و بازو هات رو بوسیدم
و صورت ماهتو....
چقدر بغلت کردم
همون بوی مخصوص خودت
همون لبخند و ذوق کردن نازت
لعنت به صبح بعد از 13 فروردین.
...
یه ذره برام پیدا شو دارم دق میکنم
برچسب:
نویسنده: آرتمیس رضوانی
کجای زندگی می تو که من میگردم و نیسی....
تو هر جا رو بگی گشتم که شاید باز پیدا شی....
به عشقت زنده موندم
کاش....
هنوزم عاشقم باشی....
------------------------------------------------------------------
برچسب:
نویسنده: آرتمیس رضوانی
برچسب:
نویسنده: آرتمیس رضوانی
که تو هر ثانیه م تو رو اونجا نبینم....
کجا باید برم
که بازم تا ابد
به پای تو نشینم.......
قراره بعد تو چه روزایی رو من تو تنهایی ببینم....
دیگه هر جا برم
چه فرقی میکنه
از عشق تو همینم.....
کجا باید برم
یه دنیا خاطرت تو رو یادم نیاره.....
کجا باید برم....
که یک شب فکر تو منو راحت بزاره.....
چه کردم با خودم
که مرگ و زندگی برام فرقی نداره.....
برچسب:
نویسنده: آرتمیس رضوانی
همیشه به قداست چشمهای تو ایمان دارم چه کسی چشمهای تو را رنگ کرده است
چه وقت دیگر گیتی تواند چون تویی خلق کند؟فرشته ای فقط در قالب یک انسان
فقط ساده می توانم بگویم تولدت مبارک

برچسب:
نویسنده: آرتمیس رضوانی
برچسب:
نویسنده: آرتمیس رضوانی
برچسب:
نویسنده: آرتمیس رضوانی
پاییزی که شناسنامه ام شد
و حکمم را جاری کرد
که با زردی اش زردتر شوم
با سردی اش سرد تر
با صدای خرد شدن برگ هایش خرد شوم
و با بارانش ببارم..
و بهانه ای باشد
که هر سال عکس هایت را از دیوار ذهنم
پایین بکشم
و با دستمال خاطرات و اشکهایم
دستی بر سرو رویشان بکشم
..
و بگویم
"پاییزت مبارک همدم شبانه پاییز های من"
برچسب:
نویسنده: آرتمیس رضوانی
Gel sevindir şu garibi , Gelde üzme bu garibi
Gel sevindir şu garibi , Gelde üzme bu garibi
Biliyorum yüreğin beni ister , O zaman bu biçare niye bekler
برچسب:
نویسنده: آرتمیس رضوانی