خرید بک لینک
خدا کادو تولدمو دیشب بهم داد

روانی شده بودم کلا....

تو خوابم بودی

یوهو در زدی از پله ها اومدی بالا

وای که چقدر دورت چرخیدم

چقدر سر پا

دستا و بازو هات رو بوسیدم

و صورت ماهتو....

چقدر بغلت کردم

همون بوی مخصوص خودت

همون لبخند و ذوق کردن نازت

لعنت به صبح بعد از 13 فروردین.

...

یه ذره برام پیدا شو دارم دق میکنم

برچسب: نویسنده: آرتمیس رضوانی تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 0:28

کجای زندگی می تو که من میگردم و نیسی.... تو هر جا رو بگی گشتم که شاید باز پیدا شی.... به عشقت زنده موندم کاش.... هنوزم عاشقم باشی.... ------------------------------------------------------------------

برچسب: نویسنده: آرتمیس رضوانی تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 0:28

هوا سرده تو این روزا یه روزی هست پر است تنهایی و درده پر از درده هوا سرده بازم هوا سرده شده چه زود گذشت .. من ... تو ... یه خیابون... -------------------------------------------------------- یادت هس

برچسب: نویسنده: آرتمیس رضوانی تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 0:28

کجا باید برم

که تو هر ثانیه م تو رو اونجا نبینم....

کجا باید برم

که بازم تا ابد

به پای تو نشینم.......

قراره بعد تو چه روزایی رو من تو تنهایی ببینم....

دیگه هر جا برم

چه فرقی میکنه

از عشق تو همینم.....

کجا باید برم

یه دنیا خاطرت تو رو یادم نیاره.....

کجا باید برم....

که یک شب فکر تو منو راحت بزاره.....

چه کردم با خودم

که مرگ و زندگی برام فرقی نداره.....

برچسب: نویسنده: آرتمیس رضوانی تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 0:28

همیشه به قداست چشمهای تو ایمان دارم چه کسی چشمهای تو را رنگ کرده است

چه وقت دیگر گیتی تواند چون تویی خلق کند؟فرشته ای فقط در قالب یک انسان

فقط ساده می توانم بگویم تولدت مبارک

سه شاخه گل رز

برچسب: نویسنده: آرتمیس رضوانی تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 0:28

قبل از اینکه یک بار دیگر تو را ببینم به جاده عاشقان میروم... از آسمان آبی پارچه ای پر از ابر های پنبه ی برایت میخرم. پارچه را به باران میدهم تا برایم بدوزد. که به عنوان لباس به تو هدیه کنم از ماه بر

برچسب: نویسنده: آرتمیس رضوانی تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 0:28

می دانم
در نهایت من و تنهایی
باهم خواهیم ماند
او سیگارش خاموش خواهد شد و
من نیز برای همیشه
خواهم خوابید

برچسب: نویسنده: آرتمیس رضوانی تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 0:28

پاییز..

پاییزی که شناسنامه ام شد

و حکمم را جاری کرد

که با زردی اش زردتر شوم

با سردی اش سرد تر

با صدای خرد شدن برگ هایش خرد شوم

و با بارانش ببارم..

و بهانه ای باشد

که هر سال عکس هایت را از دیوار ذهنم

پایین بکشم

و با دستمال خاطرات و اشکهایم

دستی بر سرو رویشان بکشم

..

و بگویم

"پاییزت مبارک همدم شبانه پاییز های من"

برچسب: نویسنده: آرتمیس رضوانی تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 0:28

Burada bir garip seni bekler

Gel sevindir şu garibi , Gelde üzme bu garibi

Gel sevindir şu garibi , Gelde üzme bu garibi

Biliyorum yüreğin beni ister , O zaman bu biçare niye bekler

برچسب: نویسنده: آرتمیس رضوانی تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 0:28

صفحه بندی